این بار راهی جدید با توست
می روی یا می مانی
هرچند ماندن بیشتر به تو می آید
تصمیم با توست
همه منتظرند
نگاهها به توست
چیزی گفتی؟
نه هنوز
تو حتی انتخاب هم نمی کنی
فکر هم نمی کنی
همه را می بینی
کاش چراغ ها خاموش بود
کاش…..
دیگر وقت تمام است
صبرها لبریز شده
دیگر صدای همهمه از هر طرف به گوش می رسد
تا لبانت از هم [...]
Archive for the ‘Uncategorized’ Category
راهی جدید
Posted in Uncategorized on مارس 23, 2009 | 3 نظرات »
گمشده
Posted in Uncategorized on ژانویه 21, 2009 | 2 نظرات »
پنجره ی اتاق کوچکی برای یک حبس شده
تنها روزنه ی امید دیدن پرواز پرنده هاست
تنها پنجره ی اتاق کوچکم را ازمن نگیر
لبخندت تنها جایی که هراز گاهی به روحت رسوخ می کنم
را ازمن نگیر
تنها گناه من بودن دریک حادثه پراز سنگ ست
گم شده میان سنگ ها
ازمن نگیر دستانت را
ازمن نگیر تنها را را اتصالم به [...]
تو راست گفتی
Posted in Uncategorized on نوامبر 11, 2008 | 7 نظرات »
بلند شد انگار راه را بلد بود.اما پای رفتن نداشت.می خواستم بماند آخر هنوز بند های دلگیری ها را قطع نکرده بود.
تو راست گفتی ؟نمی دانم
نور سفید چشمانش را پر کرد اما باز تمام نور را پس زد.آخر هنوز زنجیر دلواپسی ها را قطع نکرده بود.
داشت می رفت انگار این جا بود انگار نبود.هنوز ریشه [...]
کلی عشق
Posted in Uncategorized on جولای 21, 2008 | 18 نظرات »
چندیست گفتن ات هم مثل بودنت سخت شده
عاشقت نبودم ابهام عشق در سرم بوده
از بی عشقی بر عشقت عشق گفتم
عشقم را با عشق بی عشقی ات به رسوایی کشاندی
عشق هم دریافت
که این عشق بی مرزی نیست
عشق هم دیگر نیست
تا عاشقی برایم خود زندگی باشد
خود زندگی تو شدی
اما می دانم
به یقین می دانم
عاشقت نبودم
بهار
توبه
Posted in Uncategorized on جولای 12, 2008 | 16 نظرات »
روزگار غریب تر هم می شود
گریه نکن
توبه کار عشقت شدم
اگر تمام اسمانم تو باشی
اگر نگاهم نگران نگاهت باشد
اگر دلم را غصه ی دستانت بیچاره کند
این روزگار ماست.
امدی می روم
می ایم می روی
توبه کار عشقت شدم.
اگر رویایت برایم محال شود
اگر گریه امانم ندهد
اگر بخواهم یا بخواهی
توبه کار عشقت شدم
خدایا توبه!
بهار
ادعا
Posted in Uncategorized on ژوئن 8, 2008 | 8 نظرات »
جسارت
شهامت
اگر عاشق بودی می فهمیدی چه می گویم
جسارت
شهامت
اگر عاشق شوی می رسی به حرف هایم
جسارت
شهامت
ادعا نکن
حتی شهامت ادعا هم در تو گم شده
بهار
دنیا
Posted in Uncategorized on ژوئن 2, 2008 | 7 نظرات »
این روز ها عشق هم لق لقه دهان بچه ها شده
مثل سیاست
مثل زندگی
مثل قدرت
چه تلخ
چه بی رنگ
چه بی دل
این روز ها تمام شود من هم تمام می شوم
این شد دنیا!
بهار
دو راهی
Posted in Uncategorized on می 28, 2008 | 10 نظرات »
تنها دو راه برایم مانده است
انگار یا باید بخندی یا باید گریه کنی
انگار یا باید بمیری یا باید زنده بمانی
وسط این مسیر دوگانه
من تنها
بی فکر
بی تلاشی برای رفتن یا ماندن
پاهایی سست برای رفتن یا ماندن
می توانی بیایی ببینی مرا
هر جا که موهایی بر نسیم
دستانی بی رخصت
شانه هایی افتاده
چشم هایی بی سو
و دختری ایستاده
اما نشسته یا [...]
روز اعتراف
Posted in Uncategorized on می 19, 2008 | 6 نظرات »
و امروز اعتراف
امروز روز اعتراف است
اعتراف به تو
به دل
اعتراف می کنم غرورم دستمال مچاله ای پر از غصه های زمینی ست
اعتراف می کنم زندگی ام برایم پر از بستگی دارد شده ست
اعتراف می کنم پرواز آزادانه کار من نبود ٬ ادعا کردم
اعتراف می کنم کسی در دل بی خبر از خبرم بود و نفهمیدم
اعتراف می [...]
آینه
Posted in Uncategorized on می 9, 2008 | 13 نظرات »
همیشه فقط آینه بودم
هر کسی فقط برای تست حیاتش
مرا ها کن
دعا کن یا بشکنم یا کسی به زیباییش در من پی ببرد
دعا کن یا خورد شوم یا کسی به خودش برسد در من
دعا کن یا نباشم یا اگر هستم با تو باشم و هر روز تحسین کنم زیباییت را
می خواهم آینه ی تو باشم
فقط همین.
بهار