Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘Uncategorized’ Category

راهی جدید

این بار راهی جدید با توست
می روی یا می مانی
هرچند ماندن بیشتر به تو می  آید
تصمیم با توست
همه منتظرند
نگاهها به توست
چیزی گفتی؟
نه هنوز
تو حتی انتخاب هم نمی کنی
فکر هم نمی کنی
همه را می بینی
کاش چراغ ها خاموش بود
کاش…..
دیگر وقت تمام است
صبرها لبریز شده
دیگر صدای همهمه از هر طرف به گوش می رسد
تا لبانت از هم [...]

Read Full Post »

گمشده

پنجره ی اتاق کوچکی  برای  یک حبس شده
تنها روزنه ی امید دیدن پرواز پرنده هاست
تنها پنجره ی اتاق کوچکم را ازمن نگیر
لبخندت تنها جایی  که هراز گاهی به روحت رسوخ می کنم
را ازمن نگیر
تنها گناه من بودن دریک حادثه پراز سنگ ست
گم شده میان سنگ ها
ازمن نگیر دستانت را
ازمن نگیر تنها را را اتصالم به [...]

Read Full Post »

تو راست گفتی

بلند شد انگار راه را بلد بود.اما پای رفتن نداشت.می خواستم بماند آخر هنوز بند های دلگیری ها را قطع نکرده بود.
تو راست گفتی ؟نمی دانم
نور سفید چشمانش را پر کرد اما باز تمام نور را پس زد.آخر هنوز زنجیر دلواپسی ها را قطع نکرده بود.
داشت می رفت انگار این جا بود انگار نبود.هنوز ریشه [...]

Read Full Post »

کلی عشق

چندیست گفتن ات هم مثل بودنت سخت شده
عاشقت نبودم ابهام عشق در سرم بوده
از بی عشقی بر عشقت عشق گفتم
عشقم را با عشق بی عشقی ات به رسوایی کشاندی
عشق هم دریافت
که این عشق بی مرزی نیست
عشق هم دیگر نیست
تا عاشقی برایم خود زندگی باشد
خود زندگی تو شدی
اما می دانم
به یقین می دانم
عاشقت نبودم
بهار

Read Full Post »

توبه

روزگار غریب تر هم می شود
گریه نکن
توبه کار عشقت شدم
اگر تمام اسمانم تو باشی
اگر نگاهم نگران نگاهت باشد
اگر دلم را غصه ی دستانت بیچاره کند
این روزگار ماست.
امدی می روم
می ایم می روی
توبه کار عشقت شدم.
اگر رویایت برایم محال شود
اگر گریه امانم ندهد
اگر  بخواهم یا بخواهی
توبه کار عشقت شدم
خدایا توبه!
بهار

Read Full Post »

ادعا

جسارت
شهامت
اگر عاشق بودی می فهمیدی چه می گویم
جسارت
شهامت
اگر عاشق شوی می رسی به حرف هایم
جسارت
شهامت
ادعا نکن
حتی شهامت ادعا هم در تو گم شده
بهار

Read Full Post »

دنیا

این روز ها عشق هم لق لقه دهان بچه ها شده
مثل سیاست
مثل زندگی
مثل قدرت
چه تلخ
چه بی رنگ
چه بی دل
این روز ها تمام شود من هم تمام می شوم
این شد دنیا!
بهار

Read Full Post »

دو راهی

تنها دو راه برایم مانده است
انگار یا باید بخندی یا باید گریه کنی
انگار یا باید بمیری یا باید زنده بمانی
وسط این مسیر دوگانه
من تنها
بی فکر
بی تلاشی برای رفتن یا ماندن
پاهایی سست برای رفتن یا ماندن
می توانی بیایی ببینی مرا
هر جا که موهایی بر نسیم
دستانی بی رخصت
شانه هایی افتاده
چشم هایی بی سو
و دختری ایستاده
اما نشسته یا [...]

Read Full Post »

روز اعتراف

و امروز اعتراف
امروز روز اعتراف است
اعتراف به تو
به دل
اعتراف می کنم غرورم دستمال مچاله ای پر از غصه های زمینی ست
اعتراف می کنم زندگی ام برایم پر از بستگی دارد شده ست
اعتراف می کنم پرواز آزادانه کار من نبود ٬ ادعا کردم
اعتراف می کنم کسی در دل بی خبر از خبرم بود و نفهمیدم
اعتراف می [...]

Read Full Post »

آینه

همیشه فقط آینه بودم
هر کسی فقط برای تست حیاتش
مرا ها کن
دعا کن یا بشکنم یا کسی به زیباییش در من پی ببرد
دعا کن یا خورد شوم یا کسی به خودش برسد در من
دعا کن یا نباشم یا اگر هستم با تو باشم و هر روز تحسین کنم زیباییت را
می خواهم آینه ی تو باشم
فقط همین.
بهار

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »