چندیست گفتن ات هم مثل بودنت سخت شده
عاشقت نبودم ابهام عشق در سرم بوده
از بی عشقی بر عشقت عشق گفتم
عشقم را با عشق بی عشقی ات به رسوایی کشاندی
عشق هم دریافت
که این عشق بی مرزی نیست
عشق هم دیگر نیست
تا عاشقی برایم خود زندگی باشد
خود زندگی تو شدی
اما می دانم
به یقین می دانم
عاشقت نبودم
بهار
Archive for جولای, 2008
کلی عشق
Posted in Uncategorized on جولای 21, 2008 | 18 نظرات »
توبه
Posted in Uncategorized on جولای 12, 2008 | 16 نظرات »
روزگار غریب تر هم می شود
گریه نکن
توبه کار عشقت شدم
اگر تمام اسمانم تو باشی
اگر نگاهم نگران نگاهت باشد
اگر دلم را غصه ی دستانت بیچاره کند
این روزگار ماست.
امدی می روم
می ایم می روی
توبه کار عشقت شدم.
اگر رویایت برایم محال شود
اگر گریه امانم ندهد
اگر بخواهم یا بخواهی
توبه کار عشقت شدم
خدایا توبه!
بهار