خوراک‌ها:
نوشته
دیدگاه‌ها

Archive for جولای, 2008

کلی عشق

چندیست گفتن ات هم مثل بودنت سخت شده
عاشقت نبودم ابهام عشق در سرم بوده
از بی عشقی بر عشقت عشق گفتم
عشقم را با عشق بی عشقی ات به رسوایی کشاندی
عشق هم دریافت
که این عشق بی مرزی نیست
عشق هم دیگر نیست
تا عاشقی برایم خود زندگی باشد
خود زندگی تو شدی
اما می دانم
به یقین می دانم
عاشقت نبودم
بهار

Read Full Post »

توبه

روزگار غریب تر هم می شود
گریه نکن
توبه کار عشقت شدم
اگر تمام اسمانم تو باشی
اگر نگاهم نگران نگاهت باشد
اگر دلم را غصه ی دستانت بیچاره کند
این روزگار ماست.
امدی می روم
می ایم می روی
توبه کار عشقت شدم.
اگر رویایت برایم محال شود
اگر گریه امانم ندهد
اگر  بخواهم یا بخواهی
توبه کار عشقت شدم
خدایا توبه!
بهار

Read Full Post »