تنها دو راه برایم مانده است
انگار یا باید بخندی یا باید گریه کنی
انگار یا باید بمیری یا باید زنده بمانی
وسط این مسیر دوگانه
من تنها
بی فکر
بی تلاشی برای رفتن یا ماندن
پاهایی سست برای رفتن یا ماندن
می توانی بیایی ببینی مرا
هر جا که موهایی بر نسیم
دستانی بی رخصت
شانه هایی افتاده
چشم هایی بی سو
و دختری ایستاده
اما نشسته یا [...]
Archive for می, 2008
دو راهی
Posted in Uncategorized on می 28, 2008 | 10 نظرات »
روز اعتراف
Posted in Uncategorized on می 19, 2008 | 6 نظرات »
و امروز اعتراف
امروز روز اعتراف است
اعتراف به تو
به دل
اعتراف می کنم غرورم دستمال مچاله ای پر از غصه های زمینی ست
اعتراف می کنم زندگی ام برایم پر از بستگی دارد شده ست
اعتراف می کنم پرواز آزادانه کار من نبود ٬ ادعا کردم
اعتراف می کنم کسی در دل بی خبر از خبرم بود و نفهمیدم
اعتراف می [...]
آینه
Posted in Uncategorized on می 9, 2008 | 13 نظرات »
همیشه فقط آینه بودم
هر کسی فقط برای تست حیاتش
مرا ها کن
دعا کن یا بشکنم یا کسی به زیباییش در من پی ببرد
دعا کن یا خورد شوم یا کسی به خودش برسد در من
دعا کن یا نباشم یا اگر هستم با تو باشم و هر روز تحسین کنم زیباییت را
می خواهم آینه ی تو باشم
فقط همین.
بهار
درد بی عشقی
Posted in Uncategorized on می 3, 2008 | 10 نظرات »
دردم از بی عشقی ست
چه کسی گفت که عشقت را با فکر بباف
چه کسی باور کرد که بهارم بی عشق دیدنی تر شده است
چه کسی می دانست که دلم بی عشق نایاب می گردد
چه کسی می فهمد من بی عشق
خیال است
وهم است
چه کسی اندیشید یار این جا و هنوز دل من حیران است
چه کسی خواهد [...]