
کاش می امدی و نگاهم به نگاه دوری گره نمی خورد. شاید اگر همین حالا می دیدمت و دیگر تا قعر دلم دیدن را ترک می کردم
چون دیدن هم مرا به گردابی عجیب فرو می برد
مثل شنیدن
و مثل دلم که دل نیست
کاش می امدی
و دیگر تعجب دلم جای خود را به یک یقین بی عیب می داد
و بی اعتمادیم جای خود را به منی می داد که بتوانم یکبار برای همیشه بگویم
من هستم
می توانم باشم
کاش می امدی
بهار
سلام خوبین ممنون از اینکه به من سرزدی